تبليغاتX
بَردِ سَفی snowy stone

بَردِ سَفی snowy stone

هــر آیـَمــی مِـــن عُـمـرش یـه بـار هـم کـه بــو، پـاشَه ایـنِـه سَــر بــَردِ سـفـی

مطلب زیر آحرین مطلب این وبلاگ است.

امیدوارم به مردم این استان خوش بکذرد:

به زمینداران وسرمایه داران اش با آن کله های پوکشان ووو

به ملاهایش با دوز ها وکلک هایشان ووو

به نویسندگان غرغرو  و  ولگرد و کم حوصله و بی عمل  و مفنگی اش و و وو

به آدم های سنتی پر ادعا یش ( اونو که گوزشون گپویه)  وووو

به اون جیره بگیران اش پست فطرت و و

به اون نماینده های کودن ووو

به ..

به همه شان  خوش بگذرد

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 20:5  توسط کرزنگلو  | 

حاجی ها و خیابان ها

لیبرال -کمونیست ها چه کسانی هستند؟ اسلاوی ژیژک در یکی از مقالات خود به این لبیرال -کمونیست ها اشاره می کند .به بیل گیتس اشاره می کند . به سران IBM اشاره میکند .به توماس فریدمن - فیلسوف درباری اشاره می کند .ژیژک می گوید بیل گیتس یک یاغی است که با دوز وکلک خودش را به اینجا رسانده و حالا نگران قحطی در آفریقا و حقوق بشر وقس علی هذا است. لیبرال کمونیست ها این گونه اند .آنها منتظر وقوع فاحعه ای بشری هستند تا نیکترین رفتارهایشان را به نمایش بگذارند . آیا اسلاوی ژیژک از جریان حاجی سازی و حاجی شوندگی را در ایران و در دنیای اسلام آگاهی دارند.؟احتمالا نه. ولی ما که می دانیم .روزی نیست که نام یک حاجی به گوش مان نخورد .نام حاجی در همه جا هست. مخصوصا اگر در این استان بی در وپیکر ک.ب باشیم. حاجی ها قرب دارند .ارزش دارند . قدرت دارند . زن ها دارند .بچه ها! بله بچه ها بیش از مقدار لازم دارند . حاجی قبل از اینکه حاجی شود عرق می ریزد .واقعا ییشتر حاجی ها عرق ریخته اند تا پول دار شده اند.و البته عرق خیلی ها را هم در آورده اند .مسئله عرق ریختگی حاجی کمی با مسئله بیل گیتسی تفاوت دارد .بیل عرق نریخت یعنی نوع کار را گونه ای ضد عرق ریزی انتخاب کرد.اما حاجی عرق ریخت.حاجی ها با لیبرال -کمونیست ها این تفاوت را دارند که آنها در قالب مرام ومسلک می گنجند .اما حاجی ها نه.یک حاجی احتمالا منش های مختلفی دارد. ولی آنها نیز در نهایت چون بیل گیتس توی شهر می چرخند تا در قامت خیرینی با شکوه وعظیم، مدرسه بسازند ، مسجد بسازند .و .... در حالی که در کارگاهیشان افرادی با مزد کم مشغول کارند . یک حاجی قبل از رفتن به خانه خدا( یعنی قبل از گرفتن مدرک ) پیش ملایی می رود تا مجوز ورودش را به خانه خدا اعلام کند.ملا می تواند جلوی او را بگیرد و بگوید تو هنوز به اندازه کافی پولدار نیستی که بروی داخل خانه ی خدا. فقط پولدارها می توانند وارد خانه خدا شوند .چون اسلام باید به اندازه کافی از نظر اقتصادی قوی شود . حاجی می رود به خانه خدا می گوید خدایا من پول جمع کردم یک عمر تا به تو نزدیک شوم حالا آمدم به تو نزدیک شدم .به عهد خود وفا کردم و از این حرف ها. حالا من می روم در بخش دوم عمرم که حفاظت وانباشت سرمایه است .من می روم و تو از این به بعد به من نزدیک شو .خواهش می کنم.

 حاجی در فرهنگ ملی مذهبی ما در همه چیز دست دارد .در آبادانی شهر ، در به گه کشیدن شهر ، در معماری کوچه ها ومعابر ومساجد، در ساخت مدرسه ها، در فقیر کردن عده زیادی از فقیرها، در خوشبخت کردن وبدبخت کردن زن ها،در تعیین وکیل وآجان ومیدان و... / فرزندان حاجی چه از حاجی خوشان بیاید چه نیاید، چه مومن باشند چه لامذهب ، چه راستی باشند و محافظه کار و ...چه مارکسیست باشند و...همه او را حاجی صدا می زنند . آنها انقدر اخته شده اندکه نام حاجی را با تمام توان با خود حمل کنند.هیچاه نمیگویند پدر می گویند حاجی یا حاجی فلانی. حاجی ها به کجا می روند ؟ معلوم نیست. بعضی از شهروندان را می شود حدس زد به کجا می روند ( فرض بر داشتن اعتقادمان) .اما حاجی ها را کسی نمی تواند حدس بزند .به بهشت یا جهنم ؟یا دنیایی دیگر دارند ؟

حاجی عملی فرا شهروندی دارد.حاجی ها ....

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 18:2  توسط کرزنگلو  | 

 

 

 

 

 یه پیرمِرد مِن گرمای تاوَسون داره ایخنده

 

 

هر روز یه سموری اِیا من ده. حقیقتش سمور اِیا من قبرسون. اما بخترین قسمتِ ده ، همو قبرسونشه. اَر بِخَیم حساب کنیم ده ،قبرسونه و قبرسون ده یَه. سمور هر رو( روز) گپو تر ایابو. پریگ اومَه مِن ده. وَش خواهش کِردیم بِیو تا وزنت کنیم. وَش گفتیم مهلی دلمو ایخو بدونیم چَن کیلویَی. سمور هم قبول کِه. و َ نظرُم که بخترین ، سمور مال ده ایمانه.  رابطهَ ی ما و سمور،  اولش یه رابطه ی همزیستی خوبی بی . و نظرم و ای رابطه ایگون همسفرگی .اما و نظرم هم غلط گوفتم.( ر.ک. و یکی و کتابل  زیست شناسی ). ایما مرده ایکردیم و خاک ، و سمور ایومه ایخَردِشو. ایما نَف نیبردیم ولی ضرر هم نیکردیم.بعیَن سمور اومه یه قرارداد بَی ایما بَهس.  ریش سفی یل ده گوفتن بخترین قرارداد مِن طول تاریخ ای دِه گندو ، هم اِ ی قرارداده. یه ریش سفی لونجِشَه یه لتی که . هَنی مِن ذهنمه که بقیه خارِش کِردن. قرار داد چه منش نوشته بی؟؟

: گِی سگ مِنِش نوشته بی. نوشته بی ، هر وختی سمور اومه مِن دِه ، و مِن او چن رو کسی نمرده بی ، باید یه بچه ی کوشکلو–نه وَ سمور ( طبق اصل چهارم قرارداد) بدیم . خوایا پِ خمو کم بَیبَختی داشتیم .

و شانس ایما وختی قرارداد نوشته وابی هیشکه نمرد. باور کنین یه چندتا پیرمرد گَورَه  من ده بِبِن که بَی یه فرتی و گیر بَیَن. اما قراردادَ که نوشتن رنگ و ریشو اومَه و جا.

.

هنی منتظرین ای داستانه ادامه بِیوم؟؟

باشه یه چن سطر ادامه اِیوم :

سَی رضا رَه و من حونه ش، که اخر ده بی، یه ترازینی آوِه. سمور یه نفرینه مسئول ترازین کِرد. سَی رضا ناراحت وابی گوفت که ترازین مال خشه  وَ او دوره ی نَها  دو قرش اَسَشه.  باید ترازین مِن حونه ی خُش بو. سَی مَحمَی وَش گُو : کِه دَ آبرومونه نبر تََی ای سمور. سَی رضا اوسو مهلی ایره وَ شهر.همه قبول کِردِن ترازین مِن حونه ی کُر کا یوسف بو که وسط ده یه. تا هم سمور خهسش نوابو هم مردم زیتر بترن بیان سَیل کنن سمورَ وختی ایروه مِن ترازین .ولی یُنَه سی ککایل عرض کنم که واقعن سمور با کلاسیه.قشنگ ایروه مِن ترازین قشنگ هم  ایدرایه.

 

*

بچه یل هی کم ایابون. سمور گوسنه-شِه.سمورهر هفته یه بچه ایخره. پیرمردَل تصمیم گِرُهتِن چند تا زن بسونن تا بچه یل بیشتر وابون.تاوسون قبلی 11 تا پیرمرد وَ ده زَیِن وصحرا. افتان وَ دِین ِ زن. گوهتن یه جای هِسی مهلی دوور منشه.دندونَه تیز کِردِن وهمه شون رهتن. اما دَ نوَمَن.هیشکی خَوَر نیاره و کو رتن، چو و شو وابی.

بچه یل هی کم ایابون. سمور دَ از بس چاق وابیه نیتره بیا مِن ده. یه جای قشنگی وَ اوبال ده سیش دِرُس کردن.

// دَ ادامه نیوم ای داستانه. مع کُمُم درد ایکنه. وَیسین تا یه سال د ، کتابم چاپ وابو.ای داستان هم مِن او کتاب چاپ ایابو.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 14:36  توسط کرزنگلو  | 

سر خيابون شصت متري، تاكسي ويسا. يه نفري دراومه.يه نفري سوار وابي. پسين روز چهارشنبه بي.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 5:21  توسط کرزنگلو  | 

یب

ای استان پُره و فقیر و ندار . پره و آیملی که شو و گوسنه ی ایخوسن. و صُب وکُمِ  گوسنه  دیار ایابون. اوسو یه بری شو و روز وفکر پر کردن کُمشونن. یه عده ی و فکر یونن که شو گوشت مرغ بخرن یا گوشت ماهی .یه عده ی دَ هم و فکر یونن که صب زی و خو وریسن و اِی مردم بدبخت چی بسونن بِسی کنن سی  فلسطین ، سی غزه ، سی ..../ غزه گُسنه - شه اما مردم ایما گسنه ترن.

همی الان یکی و بلند گو سر یه سایپا داره بونگ ایزنه بیو که تموم وابی .مردم مِن خیابون ، مِن یَک ایلولن.

هوا تاریک وابیه.  وَ نظرم ایخو شَو وابو. شاید هم یه چی دَ ایخو وابو.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 18:55  توسط کرزنگلو  | 

 
یه داستان لری:
 
تو يه بَكَلو فروشي و اصلن هم نوني كارگردان يعني چه!
 
 
۱
 
گيت ايا. قِنتَ سفت ايكني.  وَ  اي لَت خيابوني.نه ايِتَري زي بِرَي نه اينيتري فرصتَ  وَ دس بِيِي. دِلت نيخو برَي حونه ي كسي. گيت ايا و نيتَري سر حرفَلِت ويسي . فشار بيشتر ايابو. نَوْني چه كني.  اوومَي  وَ شهر چار كيلو بَكَلو بفروشني. هزار دفه اوومي وَ شهر ،همي بلا و سرت اوومَه. دور خوت غر ايخري. ، انگار يه كارگرداني و اوو بالت ويسايه هي ايگو: دور خوت غر بِخَه. دلت اِیخو قِيرَه بزني : ” خووا مِن قِنِ اِي كارگردان بو“ . اما همي جمله-نَه هم نيتري بِگيْ.
تو يه بَكَلو فروشي و اصلن هم نوني كارگردان يعني چه!

 

۲

قنت ايخاره. وَ اي طَرَف اتاق نشسته- يي. همه ايبيننت. دلت ايخو يه لَتي وابَيْ قنتَ بخارني. از بس كه مَشَيي و كه-خووا نشسه، جات نيسي تكون بِخَري. هر كَه سي خوش گپ گَپو ايزنه.خهْسَت وابيه. نَوني چه كني.
ايخون نهار بيارن. قنت هني ايخاره.



3
گوسنه- تِ . كِمِت درد ايكنه. وَ اوو لَت خيابوني.



4
ميسَه – ت ايا. باز هم اوومَيْ وَ شهر بكلو بفروشني.


5
جمعيت زيايي ويسايه. يكي و اوو بالا هي سخنراني ايكنه. اِيرَي بيني كيه.  و هر كَه ايپُرسي سيت نيگو . هيشكه نَوْنِه كي سخنراني ايكنه. هيشكه نَوْنه چه سي خُش ايگو. . كَپِش واز ايابو .كَپِش بهسَه اِيابو. . يه ريش سفي و بغل دهسيش گُ : وَ نظرم هي ايگو اُمشو ايايُم و قنتو اينُم.
جمعيت هل اينه. پهليت ايخو سِمَه وابو. ايخَيْ بِگي خووا من قنتو بو ، اما هم اي گپَ هم نيتَري بزني.
تو يه بَكلو فروشي  و يكي و اوو بالا هي سخنراني ايكنه.



6

نيم –گِني مِِن دهْسِته. نيم گني –نَهْ ايني و زمين.ايوريسي سر پا.سرت وِشْ ايخره.خِِته ايگري كه نيفتي. سر يه بَردي اينشيني. .ايرَيْ مِن فكر.هيشكه نونِه و چه فكر ايكني .مو هم كه نويسنده ي اي داستانم نونُم و چه فكر ايكني. 
دور تا دورت بنگرويه. يه صيايي ايايه . وفكر ايايي وَ در. وصياي بلند ايگي :" آآآخَي". دهْس ايكني نيم گني –نهْ ايورداري. صياي كُربَكل بَي عكس مَهْ قاطي وابيه. اَوْ  پر كفشلته. و دره ايايي و بالا.چراغل روشن  ده وابينه.
الان نيم ساعتي ايابو كه شَوْ وابيه. و قبرسون ايرسي. هيبَيْ قبرسون رَيْ ايابي.يه صيايي وَ مِن قبروسن ايا. زَهْلت ايرَه . مِن كُم خُت ايگي : بسم الله. خوب سَيل ايكني. سر قبر عامَه – ت يه نفر ويسايه هي و قِن خر اينه. خوب سَيل ايكني. نَوْني كيه.رِي-شْ زِر نور مَه هي ايره برق ايزنه. اما نوني كيه.مِن كُم خُت ايگي بسم الله. مِن كُم خوت فحش وَش اييي.  نيم گوني- نه ايني سر اوو كولت.ايدري و طرف يه چراغ كم نوري مِن ده. سر پوز ايابَيْ وَ گِل.


7
يكي داره بالَِي ممبر سخنراني ايكنه.سَيل پس سرت ايكني.  هزارتا آيَم ويسايه.ايروي من فكر .كُربكل و اوو طرفت بُل ايكنن من اَوْ. سخنران ايا وَ دومِن. يكي ايره و جَيْ سخنران.
ريش سفيل قار قير ايكنن. و فكر ايايي وَدَر.
گُسنه تِ. . تشنه تِ. گيت ايا. قُنت ايخاره. نَوني چه كني. ايوفتي وَ رَه.مَه بالَي سرتِ. هرچه ايروي و هيچ جا نيرسي. به نَظَرُم ولا وابي –يي . مو كه نويسنده ام يُنَه ايگوم.آخ تا قيومت ، دَ هيشكه نيبينت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 11:56  توسط کرزنگلو  | 

فرق یه کرزنگلو و یه منجی:

 

۱- منجی میاد که امید بهت بده  اما کرزنگلو میاد که بترسوندت .

۲-منجی ساختاری انسان - فرشته داره . کرزنگلو ساختاری انسان -حیوان داره.محتوی ی هر دو به سمت  بخش دومی حرکت میکنه.

۳-منچی ( هر کدامشان ) یه توهم زبانیه .یه شبه بازیه. هیچ جایگاهی در زبان نداره. ولی کرزنگلویک بازی در زبان است. یک پهنه ی وسیع از بخش فرهنگی و ادبی زبان را به خود اختصاص می دهد- در واقع زبان به او بخشی از خود را اختصاص داده.

۴- کرزنگو هیچ اسلحه و ابزاری نداره. اما منجی ها با همه چیز می آن : از گرز و چاقو چماق وتانک و...احتمالن تا چند ماه دیگه با یه سبد فلاش مموری ی پر از انواع ویروس ....

۵-کرزنگلو از تخیل آدمی نشات میگیره.ومنجی از خیال آدمی.

۶- نام کرزنگلو یه جایی از بدن را -مغز را-استخوان -..... را فعال میکنه.نام منجی همه ی اعضا رامنفعل می کنه وآدمو کون گشاد میکنه.

۷-کرزنگلو می آیه که نابود کنه وبخوره و.../منجی می آیه کهنجات بده و آباد کنه.۰( به اون بخش ازکارکرد منجی کاری ندارم که منفیه ونابود میکنه چون از دید مخالف نابودیه . از دید منتظران آبادیه)

و ...

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 18:39  توسط کرزنگلو  | 

 

وَختی یه کُرزَنگِلو بُل ایکنه اِیره سَر درخت انجیر ، کِلَه شَ اینِه وَ سَر  وپَی 

چپشَایخارنه، یعنی ایخو بیایه.کرزنگلویل همیشه ایطوری ایاین.

کرزنگلو داره اِیا .

برای سلامتی کرزنگلو ، یه صلوات بلند بفرستین.

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 13:10  توسط کرزنگلو  |